‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای هالیوود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سینمای هالیوود. نمایش همه پست‌ها

اسکار رویایی

اسکار هشتاد و دوم در شب 8 مارس 2010 در کداک تیه تر شهر لوس آنجلس آمریکا برگزار شد. فهرست برندگان به صورت خلاصه ، نقد کاملتر در مورد این جوایز برای چند روز آینده ، ولی پیشاپیش به تمام دوستان «گنجه رنج» دوست تبریک می گوییم و خودم هم خیلی خوشحالم از مراسم رویایی اسکار امسال. D:

- حدس های خودم که درست ا آب درآمده اند را کنارشان ستاره (*) گذاشته ام
-برنده هایی که باعث تعجبم شده اند کنارشان علامت تعجب (!) گذاشته ام

فیلم : گنجه رنج *
کارگردان:کاترین بیگلو, گنجه رنج*
فیلنامه اورجینال: گنجه رنج
فیلمنامه اقتباسی: ارزشمند
بازیگر نقش اول مرد: جف بریجز, قلب دیوانه*
بازیگر نقش اول زن:ساندرا بولاک, نقطه کور*
بازیگر نقش مکمل مرد: کریستوف والتز, حرامزداه های بی‌آبرو*
بازیگر نقش مکمل زن: مو'نیک, ارزشمند
فیلمبرداری:اوتار
تدوین:گنجه رنج
طراحی صحنه:اوتار*
طراحی لباس:ویکتوریای جوان
انیمیشن:بالا
موسیقی:بالا !
تدوین صدا: گنجه رنج
مونتاژ صدا:گنجه رنج
گریم:
سفرهای ستاره ای
جلوه های بصری:اوتار*
ترانه اورجینال: اوتار
فیلم خارجی:راز چشمانش ، آرژانتین !!
فیلم انیمیشن کوتاه: لوگوراما
فیلم کوتاه:مستاجران تازه وارد
فیلم کوتاه مستند: موسیقی احتیاطی
مستند: The Cove

*گنجه رنج 6 اسکار از 9 اسکاری که نامزدشان شده بود را از آن خود کرد.
*اوتار 3 اسکار از 9 اسکاری که نامزدشان شده بود را به خانه برد.
*حرامزاده های بی آبرو فقط یک اسکار گرفت.
*فیلمهایی که سرشان بی کلاه ماند: بالا در هوا ، منطقه 9 ، تحصیلات و مرد جدی.
*کاترین بیگلو اولین زنی است که اسکار بهترین کارگردانی را کسب می کند.

طرح این فهرست را از وبلاگ تجربه فیلم گرفتم که ایده ی باحالی بود.

اسکار هشتاد و دوم

دقیقن سه روز و نیم دیگر تا مراسم اسکار هشتاد و دوم مانده است. این مراسم روز هفتم مارچ در سالن کداک تیه تر شهر لوس آنجلس برگزار خواهد شد. مجریان مراسم، دو بازیگر محبوب و مشهور سینمای آمریکا استیو مارتین و الکس بالدوین هستند. امسال برای اولین بار از سال 1944 برای بهترین فیلم ، ده فیلم نامزد شده اند که خود بر هیجان مراسم خواهد افزود.

««اوتار»» و ««گنجه رنج»» هر کدام با نُه نامزدی در صدر فیلمهای نامزد شده قرار دارند و هر دو برای بهترین فیلم سال هم نامزد شده اند و شاید بشود گفت رقابت اصلی برای همین دو فیلم می باشد ، اگر مثل برنده شدن تصادف اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد. فیلم انیمیشن ««بالا»» هم با شش نامزدی یکی از پدیده های امسال اسکار است. این فیلم در رشته بهترین فیلم هم نامزد شده است.

فهرست کامل نامزدهای اسار هشتاد و دوم را می توانید اینجا ببینید.
کانال اسکار در یوتوب را هم اینجا.
در ایران و منطقه خاورمیانه کلن ، کانال فاکس موویز روی نایل ست مراسم را به طور زنده نشان می دهد و تکرار می کند.

فیلمهایی که تازگیها دیده ام

همین چند دقیقه پیش تماشای فیلم اختراع دروغ (The Invention of Lying) را تمام کردم. فیلمی رمانتیک و تاحدی سورئال درباره اینکه چطور در شهری که همه راست می گویند ،‌یک نفر این نیرو را در خود می بیند که دروغ بگوید. اولین فیلم به کارگردانی ریکی گرویس (Ricky Gervais) و با بازیگری خودش در نقش اول و با انبوهی از ایفای نقش ها از بازیگزان تراز اول سینمای هالیوود در نقشهای کوچک (Cameo). نقش مقابل گرویس را جنیفر گارنر بازی می کند که نمی دانم چرا همچنان بازیش برایم نچسب است. به نظرم همیشه سعی کرده است کیوت!! باشد ولی تنها کاری است که باز هم از نظر من نمی تواند به درستی انجامش دهد.راستی ریکی گرویس همان مجری خپل و بامزه گلدن گلوب امسال بود.

دیشب فیلم شکست‌ناپذیر (Invictus) را به کارگردانی کلینت ایستوود و بازی مورگان فریمن در نقش نلسون ماندلای تازه رئیس جمهور آفریقای جنوبی شده و مت دیمن که بازیگر مورد علاقه ام هم هست در نقش کاپیتان تیم راگبی آفریقای جنوبی در مسابقات جام جهانی راگبی 1995 دیدم. ماندلا برای ایجاد حس امید در بین مردم آفریقای جنوبی به پیشرفت راگبی تیم کشورش بها می دهد و با رفتن به سر تمرینات تیم و گفتگو با فرانسوا پاینیر ، کاپیتان تیم سعی در قهرمان کردن تیم در مسابقات جام جهانی دارد ،‌کاری که ناشدنی می نماید.

قبل از آن هم فیلم دوعاشق (Two Lovers) را به کارگردانی جیمز گری و بازی خواکین فینکس ، گوئینث پلترو ، وینسا شا و ایزابلا روسلینی دیدم. فیلمی رومانتیک که بازسازی فیلم شبهای روشن به کارگردانی لوچینو ویسکونتی است (آن را ندیده ام) و هردوی آنهاهم اقتباسی از شبهای روشن داستایوسکی. فیلم دوعاشق از آن جهت برایم حائز اهمیت بود که مصاحبه ای را از خواکین فینکس در برنامه نمایش آخرشب با دیوید لترمن که قبلن هم پستی را به ان اختصاص داده بودم را دیده بودم و آن برنامه معرفی همین فیلم توسط خواکین فینکس بود که در آن با ظاهر و رفتاری عجیب می گفت که این فیلم آخرین کارش در حیطه سینما بوده و می خواهد از این پس به موسیقی بپردازد.

*اختراع دروغ در آی ام دی بی و در ویکی پدیای انگلیسی
*شکست‌ناپذیر در آی ام دی بی و در ویکی پدیای انگلیسی
*دو عاشق در آی ام دی بی و در ویکی پدیای انگلیسی

پدر ، پسر و جاده


نام فیلم : جاده (The Road)
کارگردان: جان هیلکت
فیلم‌نامه‌نویس:جو پنهال بر اساس
داستانی از کورمک مک‌کورتی
بازیگران:ویگو مورتنسن ،
کودی اسمیث مک‌فی ، شارلیز ترون
گای پیرس ، رابرت دووال
ژانر :آخرالزمانی ، تریلر ،
اسرارآمیز،
ماجرایی ،‌درام،
سال:2009
زمان:111 دقیقه





داستان «جاده»:
در فلش‌بک‌ها می بینیم که مردی با همسرش در خانه‌شان زندگی می کنند و بنا به دلیلی موهوم که باعث از بین رفتن تمام گونه های گیاهی و جانوری می شود و حتی بر نور خورشید هم تاثیر گذاشته است. (در سراسر فیلم هیچ صحنه‌ای که به طور مستقیم بیانگر حضور و نورافشانی نور خورشید باشد نیستیم. گویی در صحنه‌هایی هم فضا روشن و روز است ، ابری جلوی آن را گرفته باشد.) مادر خانواده به خاطر عذاب وجدان از به دنیا آوردن فرزندشان به اینچنین دنیای شوم و تاریکی خودکشی می کند. بعد از چند سال پدر و پسر که برای رفتن به جنوب (که گرم‌تر است) در طول جاده حرکت می کنند و از قضا دو فشنگ در اسلحه دارند تا در روز مبادا خود را با آنها بکشند ، در مسیر با خطر برخورد با ادم خوارها و به قول پسر آدم‌های بد (Bad Guys) روبرو هستند.

آنها هر از گاهی پناهگاهی پیدا می کنند، اما مشکل اصلی آنها نبود غذا است. پدر مجبور می‌شود یکی از گلوله‌ها را برای کشتن یک آدم خوار که قصد جانشان را کرده است، مصرف کند. وقتی به زیرزمین خانه‌ای پر از غذا‌ و نوشیدنی می‌رسند به خاطر شنیدن صدای سگی در دوردست بار سفر می‌بندند و به جاده می‌زنند. در طول سفر گفتگوهایی ساده میان پدر و پسر انجام می‌گیرد که به همان سادگی فلسفه زندگی همه انسان‌ها را تشکیل می‌دهد. پسر از پدر می‌پرسد:«ما جزء آدم بدها هستیم یا آدم‌خوبها؟» و پدر پاسخ می‌دهد :«البته که آدم‌خوب‌ها».

در طول سفر پدر خلاف گفته‌هایش را اثبات میکند و حاضر نیست به پیرمردی ناتوان یک شب غذا و لباس بدهد یا دزدی که لباسهایشان را دزدیده را مجبور می‌کند لخت شود و او را رها می‌کند. اما هربار با اصرار پسر گویی تلنگری می خورد و از کارش پشیمان می‌شود . در پایان سفر به دریا می رسند ولی آن چیزی را که انتظارش را می‌کشیده‌اند نمی‌بینند. دریا حتی دیگر آبی نیست. پدر بر اثر برخورد تیر تیروکمان از جانب فردی که می‌پنداشته آنها او را تعقیب می‌کرده‌اند مجروح می شود ولی حمله‌کننده را نیز می کشد. آنها به راه خود ادامه می‌دهند در حالیکه حال پدر زیاد خوب نیست و زخمش عفونی شده است. قبل از مرگ پدر به پسر نصیحت می‌کند که به هیچ کس اعتماد نکند و نگذارد کسی اسلحه اش را از او بگیرد ، سپس می‌میرد.

پسر کمی که به سفر در امتداد جاده حرکت می‌کند با فردی برخورد می‌کند و از او می‌پرسد که او جزء آدم خوبهاست یا آدم‌بدها؟ مرد فردی است که با خانواده‌اش حرکت می‌کند و همسر ، پسر و دختری دارد و همراه آن‌ها سگی وجود دارد .مرد ادعا می‌کند پدر و پسر را برای مدتی است که تعقیب می‌کرده است . او از پسر می‌خواهد که به آنها بپیوندد. پسر هم این کار را انجام می‌دهد.

نقد جاده:
جاده به کارگردانی جان هیلکْت (John Hillcoat) و فیلمنامه‌نویسی جو پنهال (Joe Penhall) بر اساس رمان جاده به نویسندگی کورمک مک کارتی یکی از بهترین فیلمهای سال 2009 است. فیلمی با فضایی آخرالزمانی ، سرد و بی‌روح، سیاه ،‌ساکت و تمام خصوصیت‌هایی که فیلمی در ژانرهای مشابه آن یعنی ژانرهای آخرالزمانی ، باید داشته باشد. پدر و پسری که برای بقا در شرایط قحطی و گرسنگی و همچنین محافظت خود از دست آدم‌خوارها تلاش می کنند و برای رسیدن به جنوب که دریا آنجاست و آدم‌های خوب هم ،‌در طول جاده حرکت می کنند، هرازگاهی سرپناهی پیدا میکنند و غذایی، ولی به علت های مختلف مثل آمدن صاحبخانه‌های آدمخوار یا شنیدن صداهای موهوم باید دوباره راه سفر در پیش گیرند. . به نوعی آنچه همه ی ما در داستانی مثل «رابینسن کروزو»ی دنیل دوفو آن را خوانده‌ایم یا در فیلم‌های اخیر مانند «من افسانه‌ام» (فرانسیس لاورنس - 2007) یا«کلاورفیلد» (مت ریوز-2008) آن را دیده ایم. به پیشنهاد دوست خوبم سعید در نظرات همین پست فیلم «فرزندان انسان» (آلفونسو کوآرون -2006 ) را نیز اکنون می‌افزایم.
اما جاده چیز دیگری است و «آن»ی دارد که این فیلم را از بقیه فیلمهای هم‌ژانرش جدا می نماید. کارگردان با اقتباس از داستان پرمایه کورمک مک‌کارتی که سابقه اقتباس از آثار دیگرش چون «پیرمردها وطن ندارند» (برادران کوئن - 2007) هم وجود دارد ، براساس تعداد معدودی شخصیت که حتی زحمت نام بردن از آنها را هم به خود نداده و آنها را با نام‌هایی چون پدر ، پسر ، مرد آواره و .... می نامد (و چه خوب که این کار را کرده ،‌چون این شخصیت‌ها ،شخصیت‌هایی فراگیر هستند و به نوعی نشانه‌ای از شخصیت‌ هر فردی می توانند باشند.) فضایی را خلق می کند که بر اساس حرکت در جاده و سکوت بنا شده و در پاره ای قسمتها با فلش‌بک هایی به گذشته با دلیل پیش آمدن برخی اتفاقات در زمان حال آشنا می شویم.

حکایت جاده ، حکایت همه ماست، حکایت عقل و دل. پدر و پسر گویی یک تن هستند. نیمی عقل (پدر) و نیمی دل (پسر). عقل می‌گوید که برای زنده‌ماندن نباید به احدی اعتماد کنی و باید برای حفظ خودت هرکاری که میتوانی انجام دهی. پدر حتی به پیرمرد ناتوانی که نمیتواند به سادگی راه هم برود نیز اعتماد نمی‌کند. از طرف دیگر پسر است که بر خلاف سنش از هوش و دانایی واحساسات پاکی برخوردار است. او از کارهای پدر شگفت‌زده می‌شود و اغلب با اعتراض او به پدر است که پدر نیز متوجه اشتباهاتش می‌شود و پشیمان.پسر می‌پندارد از هر دست که بدهی از همان دست می‌گیری. پسر صدای یک سگ را همان صدای سگ می‌شنود ، اما پدر آن را صدای سگی که به دیگران کمک می‌کند تا انها را پیدا کنند. پدر بدبین است و پسر امّیدوار.

فیلم از لحاظ فیلمبرداری در فضای تاریک و با دوربین خاویر آگوییره‌ساروبه (Javier Aguirresarobe)اسپانیایی که تجربه کار در فضاهای سیاه و تاریکی چون«دیگران» (آلخاندرو آمنابار - 2001)و«ماه نو» (کریس وایتز - 2009)را هم داشته ، توانسته به خوبی فضای تاریک ،‌سیاه ، تلخ ، سرد و وهم‌آلود فیلم را بنمایاند. استفاده‌ از نماهای بدون کات در مقاطع زمانی بلند نیز به این امر کمک بیشتری کرده‌ است. در لایه‌های پنهان فیلم موسیقی هارمونیک و آرامی به گوش می‌رسد ،‌ولی نه این‌طور که بتوانید پس از فیلم آن را به یاد بیاورید. در صحنه های فلش بک ، کارگردان فیلم جان هیلکُت که از قضا آنچنان تجربه کارگردانی ندارد اما در چندین و چند میوزیک ویدئو ساخته است که شاید همین تجربه ساخت میوزیک ویدئوها توانسته چنین اثر بکری را به وجود آورد. هیلکت در فیلم برای شخصیت همسر مرد (شارلیز ترون)بیشتر مایه گذاشته است و در کتاب مک‌کارتی آنچنان اثری از حضور زن در فلش‌بک‌ها نمی‌بینیم.

انتخاب بازیگری همچون ویگو مورتنسن برای ایفای نقش پدر نیز حائز اهمیت است . جالب است وقتی بدانیم که مورتنسن نیز ابتدا نمی‌خواسته این نقش را قبول کند ، چون قصد داشته مدت طولانی از فضای بازیگری فاصله بگیرد ، اما این کار را بعد از بازی در جاده انجام داده است.


بازیگر نقش پسر ، کودی اسمیث مک‌فی ، از بین بیش از صد پسر نوجوان برای ایفای نقش انتخاب شد. بازی درخشان او در فیلم حکایت از انتخاب درست کارگردان دارد که البته شباهت زیاد وی به شارلیز ترون هم در این انتخاب کم اثر نبوده است. هیلکت زمانی برای دادن نقش به او متقاعد شد که فیلمی از ایفای نقش قسمتی از فیلم توسط کودی و پدر واقعیش به دست او رسید. صحنه ای که پدر دارد روش خودکشی را با گذاشتن سر اسلحه در دهان و کشیدن ماشه به پسر می‌آموزد.

ایفای نقش‌های پیرمرد توسط رابرت دووال و مرد آخر فیلم توسط گای پیرس نیز جالب بود.

یکی از معدود فیلمهایی که در این چندوقت دیده‌ام و در آن مک‌گافین به کار رفته است. کل ماجرای افتادن درخت‌ها و اصلن از بین رفتن گیاهان و حیوانات و خورشید ،‌دلیلش در فیلم و البته در کتاب مشخص نمی شود.

*وبگاه رسمی فیلم

*جاده در ویکی‌پیدیای انگیسی

*جاده در آی ام دی بی

*تریلر فیلم در یوتیوب

فهرست نامزدهای اسکار هشتاد و دوم



سرانجام امروز دوم فوریه 2010 ، سیزدهم بهمن 1388 اسامی نامزدهای هشتاد و دومین مراسم جوایز آکادمی اواردز موسوم به اسکار معرفی شدند. فهرست به شرح ذیل است: قسمت‌های کم اهمیت تر را حذف کرده‌ام. برای دیدن لیست کامل به سایت آی ام دی بی مراجعه کنید.امسال اولین بار پس از اسکار پانزدهم است که 10 نامزد برای کسب جایزه بهترین فیلم نامزد شده‌اند.

بهترین فیلم سال


بهترین بازیگر نقش اول مرد


بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

وودی هرلسن برای قاصد (2009/I)

بهترین جلوه‌های بصری

اوتار (2009)



بهترین فیلم خارجی زبان

عجمی (2009): اسکندر قبطی, یارون شانی(اسرائیل)

پسنوشت: این را ساعت 4:30 عصر جمعه می گذارم اینجا. پرسپولیس دربی را 2 بر یک برد. یووووووووووهووووووووووووو.

شصت و هفتمین مراسم جوایز گلدن گلوب - برنده ‌ها و نامزدها

شصت وهفتمین مراسم جوایز گلدن گلوب دیشب اجرا شد. اهدای جوایز برای بهترین فیلم یا بازیگر مرد و زن به دو دسته تقسیم می شود: 1.درام. 2. موزیکال و کمدی. یعنی برای اهدای جوایز در هر بخش به هر کدام از این ژانرها جداگانه جایزه ای اهدا می شود. برای سریالهای تلویزیونی هم به همین صورت.

مراسم را ندیدم. الآن ناگهان یادم آمد که شاید میتوانستم از این نرم افزارهای تلویزیون اینترنتی استفاده کنم.از مراسم گلدن گلوب به عنوان گمانه زنی برای مراسم اسکار همیشه یاد می کنند. فهرست برنده ها را اینجا می آورم: از فهرست سریالهای تلویزیونی صرف نظر می کنم. نام مورد اول که پررنگ هم هست ، نام برنده آن جایزه می باشد.


1.بهترین فیلم ؛ درام
*
آواتار
*قفسه درد
*حرام‌زاده های بی‌آبرو
*گران‌بها:بر پایه رمان فشار از سافیر
*بالا در هوا
2.بهترین فیلم؛ موزیکال یا کمدی
*
خماری
*(500) روزسامر
*پیچیده است
*جولیا و جولیا
*نه

3.بهترین بازیگر مرد نقش اول ؛ درام
*
جف بریجز ؛ قلب دیوانه
*جرج کلونی ؛ بالا در هوا
*کالین فرث ،‌مرد مجرد
*مورگان فریمن ؛ شکست‌نا‌پذیر
*توبی مگوایر؛ برادران

4.بهترین بازیگر زن نقش اول ؛ درام
*ساندرا بولاک ؛ منطقه کور
*امیلی بلانت ؛ ویکتوریای جوان
*هلن میرن ؛ آخرین ایستگاه
*کری مولیگان ؛تحصیلات
*گابوری سیدایب ؛ گران‌بها ،براساس رمان فشار از سافیر
5.بهترین بازیگر مرد نقش اول ؛ موزیکال یا کمدی
*رابرت داونی جونیور ؛ شرلوک هولمز
*مت دیمن ؛ خبرچین!
*دنیل دی لوییس ؛‌نه
*جوزف گوردون لویت ؛‌(500) روز سامر
*مایکل استالبرگ ؛ مرد جدی
6.بهترین بازیگر زن نقش اول ؛ موزیکال یا کمدی
*مریل استریپ ؛‌جولیا و جولیا
*ساندرا بولاک ؛‌ خواستگاری
*ماریون کوتیارد ؛ نه
*جولیا رابرتز ؛ دورویی
*مریل استریپ ؛‌پیچیده است

7.بهترین بازیگر
مرد نقش مکمل
*کریستوفر والتز ؛ حرام‌زاده‌های بی آبرو
*مت دیمن ؛ شکست‌نا‌پذیر
*وودی هرلسون ؛ قاصد
*کریستوفر پلامر ؛ آخرین ایستگاه
*استنلی توچی ؛ استخوان‌های دوست‌داشتنی
8.بهترین بازیگر زن نقش مکمل

*مو'نیک ؛ گران‌بها ، بر اساس رمان فشار از سافیر
*پنه‌لوپه کروز ؛ نه
*ورا فورمیگا ؛ بالا در هوا
*آنا کندریک ؛‌بالا در هوا
*جولین مور ؛‌مرد مجرد
9.بهترین کارگردان
*جیمز کامرون ؛ آواتار
*کاترین بیگلو ؛ قفسه درد
*کلینت ایستوود؛ شکست ناپذیر
*جیسون ریتمن ؛ بالا در هوا
*کوئنتسن تارانتینو ؛ حرام‌زاده‌های بی‌آبرو

10.بهترین فیلمنامه
*بالا در هوا ؛ جیسون ریتمن و شلدون ترنر
*منطقه 9 ؛ نیل بلوکمپ و تری تچل
*قفسه درد ؛ مارک بول
*حرام‌زاده‌های بی‌آبدر ؛ کوئنتین تارانتینو
*پیچیده است ؛ ننسی میرز

11.بهترین ترانه اورجینال
*قلب دیوانه؛ تی-بون بانت و رایان بیگم (ترانه جنس خسته)

*آواتار؛ جیمز هورنر و سیمون فرنگلن و کاک هرل (ترانه می بینمت)
*برادران ؛ یوتو و بونو (ترانه زمستان)
*همه خوبند ؛ پاول مک‌کارتنی (ترانه من می خواهم) به خانه بیایم
نه ؛ ماوری یستن (ترانه سینمای ایتالیایی)

12.بهترین موسیقی فیلم اورجینال
*بالا ؛ مایکل جیاکینو
*آواتار ؛ جیمز هورنر
*خبرچین! ؛ ماروین هملیش
*مرد مجرد ؛ ابل کورزینوفسکی
*چایی که چیزهای وحشی هستند ؛ کارتر برول ؛ کارن اورزولک

13.بهترین فیلم انیمیشن
*بالا

*ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی
*کرولاین
*آقای روباه خارق العاده
*شاهزاده و قورباغه

14.بهترین فیلم خارجی
*روبان سفید ،‌آلمان
*آغوشهای شکسته ،‌اسپانیا
*باریا، ایتالیا
*خدمتکار، شیلی
*پیامبر ، فرانسه

*فهرست کامل را می‌توانید اینجا ببینید.
*وبسایت رسمی گلدن گلوب
*ورود ستاره ها بر روی فرش قرمز
*ساندرا بولاک در کنفرانس خبری صحبت می کند.
* همه ویدئوهای سخنرانی برنده ها در کنفرانس بعد از مراسم

پس‌نوشت:
برای ماها که این مراسم را ندیده ایم خوب گفتن از آن شاید لطفی نداشته باشد ، فقط نقل قول می کنم از مطالب طنزآمیز وبلاگ فیلم اکسپیرینس که مثلن نوشته :" چرا این کامرون دیاز لعنتی هنووووز کنار دی کاپریو و اسکورسیزی می نشیند؟ دارودسته های نیویورکی مال 8 سال لعنتی پیش بود." جالب گفته است. یا اینکه امسال برای گلدن گلوب سال گیشه ها بود. بهترین فیلم آواتار ؛ بهترین کارگردان کامرون ؛‌بهترین بازیگر مرد نقش اول ؛‌ داونی جونیور برای شرلوک هولمز و بهترین بازیگر زن نقش اول ساندرا بولاک برای منطقه کور.

آنی ،‌آنی دوست داشتنی

درباره آنی هال (1977)، این کمدی رمانتیک دوست‌داشتنی، زیاد گفته و نوشته شده، ولی من می‌خواهم اینجا از منظر دیگری به فیلم نگاه کنم و اگر شد طنز وودی آلنی را از دیدگاه خودم بررسی کنم. وودی آلن آن اوایلی که معروف شده بود در یک مصاحبه در شوی تلویزیونی شرکت کرده بود که من ویدئویش را از یوتیوب گرفتم و در سیستمم دارم و هر از چند گاهی آن را نگاه می‌کنم. وودی آلن که استاد کمدی کلامی است در کمدی موقعیت هم موفقیت آن کمدی‌های کلامی‌اش را به دست می‌آورد.از همین آنی هال حالا نمونه‌های موردی اش را هم خواهم آورد.

در صحنه‌ای از فیلم که الوی (وودی آلن) به خانه آنی (دایان کیتن) رفته تا با خانواده او آشنا شود با برادر وی (کریستوفر واکن)صحبت کوچکی می‌کند و متوجه ی شویم که برادرش ناراحتی روانی دارد.الوی خوش ندارد زیاد با برادر گرم بگیرد. ولی برادر انی به او می‌گوید که این جور اوقات خوب نمی تواند رانندگی کند و اعصابش به هم ریخته است یا همچین چیزی. الوی باز هم بی تفاوت است. درست چند ثانیه بعد الوی ، انی و برادرش به عنوان راننده را می بینیم که می خواهد آنها را برساند خانه الوی . برادر انی طبق گفته خودش دارد مثل دیوانه‌ها می‌راند. قیافه الوی دیدنی ترین قیافه‌ای اس که می‌توانید ببینید. او دارد سزای بی تفاوتی اش را می‌بیند.

یک صحنه دیگر را که خیلی دوست دارم صحنه‌ای در ابتدای فیلم است که الوی و دوست تنیس‌بازش از فاصله‌ای فوق العاده دور در پیاده‌روی یکی از خیابان‌های نیویورک دارند قدم می‌زنند، به طوریکه وقتی برای بار اول فیلم را ببینید اصلا متوجه آنها نمی‌شوید. صدای آنها با نزدیک شدنشان به دوربین تغییری نمی‌کند و همیشه بلند به گوش می‌رسد.الوی دارد درباره برخورد نادرست مردم با یهودیان صحبت می‌کند واینکه چرا عبارت خوردیش؟ (?Did You Eat It) را طوری تلفظ می‌کنند که ممثل واژه یهودی (Jew It?) به گوش می‌رسد.

صحنه‌هایی که الوی به دوربین نگاه می‌کند و یا حتی با دوربین حرف می‌ژند تازه نیستند. ولی بیرون کشیدن مارشال مک لوهان از پشت تراک تبلیغاتی فیلم برای اینکه به مردی که در پشت سرش در صف دارد ور می‌ژند و درباره تئوری‌های جدید مک‌لوهان صحبت می‌کند تا بر دوست‌دخترش تاثیر بگذارد دیگر از آن کارهاست که فقط از وودی آلن برمی‌آید و بس.
صحنه مورد نظر در یوتیوب
سفر الوی و آنی به دنیای کودکیشان و دیدن مشاجرات پدر ومادرش از آن کارهای فرویدی هست که در کارهای آلن بسیار دیده می‌شود. به خاطر بیاورید بیرون آمدن قهرمان زن رز ارغوانی قاهره (1985) از پرده سینما را و رفتنش با بیننده عاشق آن فیلم. یا در صحنه دیگر حضور خودش سر کلاس و بحث هایش با معلم کلاس اولش سر اینکه چرا دختر همشاگردیش را بوسیده در حالیکه الوی کودک هم در همان صحنه هم حضور دارد.

کمدی‌های آلن همانطور که خودش بارها گفته مأخوذ از کمدی‌های برادران مارکس است و فکر کنم این نقل قول از آلن باشد که : "من یک مارکسیست هستم ، البته از اون لحاظ" که اشاره‌اش به برادران مارکس است.کمدی اسلپ استیک (بزن و بکوب) در کارهای برادران مارکس برای مثال یک شب در اپرا در فیلم‌های آلن تبدیل به شوخی‌های عملی و دیالوگهای فراوان و بامزه می‌شود که اوجش در آنی هال و منهتن (1979) است.

درباره آنی‌ هال گفتنی‌ها بسیار است ولی فعلن مطلبم را با این گفته تمام می‌کنم که وقتی دانستم آنی هال نام دوران مجردی دایان کیتن (نام اصلی دایان هال) بوده به ظرافت و رندی وودی آلن بیشتر پی بردم و از آن موقع به بعد هر وقت فیلم را تماشا می کنم بیشتر بهم می‌چسبد. شما چطور؟

چند نقل قول فیلم که دوست‌ می‌دارم:
*- آنی: خب ، حالا می‌خوای فیلمو ببینیم یا نه؟
- الوی : نه ، من نمی‌تونیم فیلمی رو ببینم که شروع شده ، چون من ا.ب.ن.ه.ا.ی ام.
-آنی: این برای چیزی که تو هستی خیلی کلمه مودبانیه.

*الوی:به نظر من یک رابطه مث یه کوسه‌اس. می‌دونی؟ باید همیشه رو به جلو حرکت کنه وگر نه می‌میره. من فکر می‌کنم رو دستمون یه کوسه مرده مونده.

* -پم: سکس با تو واقعا کافکاییه.
-الوی : اوه ، ممنون.
-من اینو به عنوان یه شکایت گفتم.


*انی هال در آی ام دی بی
*دایان کیتن برنده بهترین بازیگر زن برای آنی‌هال اسکار را میگیرد در یوتیوب.
*فیلم‌های کوچک خوب ، یک وودی‌پدیای ! غیررسمی.

نکته انحرافی: جانی دپ سکسی‌ترین (جذاب‌ترین) مرد زنده برای بار دوم انتخاب اول مجله پیپل.
نکته انحرافی 2 : امروز این نوجوان کانادایی 15 ساله را کشف کردم که آلبومش دیروز آمده بیرون و جایی خواندم که سل 2007 برای اولین بار به همراه مادرش قطعاتی را در یوتیوب گذاشته و امسال هم که آلبوم اولش را بیرون داده به نام جهان من که آن را دانلود کرده‌ام و الان دارم می‌نیوشم.
نکته انحرافی 3: با ترانه Set the Fire to the Third Bar اثر گروه گشت برف (Snow Patrol) خیلی خیلی خیلی حال می‌کنم.

بورن هستم , آقای بورن

یکی از خوش ساخت ترین سه گانه های سینما و یکی از محبوبترین آنها نزد من سه گانه بورن است. فیلم اول "هویت بورن" به کارگردانی داگ لیمان و دو فیلم بعدی "برتری بورن" و "اولتیماتوم بورن" به کارگردانی پل گرین گرس ساخته شده اند و جال اینکه با وجود دو کارگردان فیلم یکدستی خودش را در حد قابل قبولی حفظ کرده است.


از بین سه فیلم یه گانه , فیلم آخر را خود بیشتر می پسندم.از بین صحنه های فیلم آخر باز به نوبه خود یک صحنه را بیشتر از بقیه دوست دارم. صحنه ای که جیسون بورن (ضد) قهرمان فیلم قصد دارد که روزنامه نگار لندنی را به سلامت از ایستگاه قتار واترلو بگذراند. از بین آن همه دوربین مدار بسته (CCTV) و مامورهای جاسوسی و اطلاعاتی با هوش و فراست بورن کارها به خوبی پیش می رود تا جایی که مرد روزنامه نگار تصمیم میگیرد بر اساس غریضه اش عمل کند, (کاری که بورن هیچ گاه تن به آن نمی دهد.) و به ناگاه شروع به دویدن می کند و توسط تک تیرانداز دیده می شود و کشته.


بورن هم تا یک قدمی دستگیری تک تیرانداز پیش می رود ولی در اخرین لحضه او را که سوار بر قتار شده از دست می دهد. بالاخره خوبی یک تریلر جاسوسی خوب این است که قهرمان هایش سوپرمن نیستند و نقطه ضعف هم دارند.

دیدار دوباره

دیشب بعد از سه چهار سال برای بار چندم نشستم به تماشای ماتریکس . بعد از چند سال و در تماشای چندم به دریافت دیگری از این فیلم رسیدم. برایم بارها پیش آمده که در دیدن های دوباره و دوباره فیلمی چیزهای جدیدتری از آن می یابم که برایم شعف انگیز است. یا یک مورد سطح بالاترش اینکه با تکمیل اطلاعات و واژگان انگلیسی به مرور زمان, در درک فیلم ها (یا به قول استاد بینش دانشگاه "افلام") موفق ترم.


یکی از این موارد را مثال می زنم , بازیگری که نقش سایفر را ایفا می کرد را از لحنش شناختم . او در سریال خانواده سوپرانو , نقش رلف را بازی می کرد و از این کشف خودم به شعف آمدم.در هرد دوی این فیلم و سریال از عهده ایفای نقش دو آدم خیانتکار و به تمام معنا پست فطرت برآمده این آقای جو پانتولیانو.

در پایان خواندن این مقاله در مورد ریشه و تاریخچه نام های به کار رفته در ماتریکیس در ویکی پدیا هم خالی از لطف نیست.


فیلم جدید کامرون پس از دوازده سال

فیلم جدید جیمز کامرون با نام آواتار پس از دوازده سال به نمایش در می آید. آخرین فیلم کامرون که در سال 1997 به روی پرده ها رفت تایتانیک بود که توانست با فروش 1,8 میلیارد دلار آمریکا رکورد پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما را کسب کند.

آواتار فیلمی سه بعدی و در ژانر علمی-تخیلی است. داستان فیلم درباره فردی به نام جیک سالی (1) که در نیروی دریایی خدمت می کند و به علت جراحاتی که برداشته فلج شده است. وی باید در برنامه ای به نام آواتار شرکت کند تا در طی آن بتواند راه برود. در این برنامه او به سیاره دیگری به نام پاندورا برده می شود و در آنجا با انسانواره ای (2) به نام نیتیری (3) مواجه می شود که موجود خاصی از تیره ی ناوی هاست. او در مقابل فرهنگ , زبان آنها مبهوت می شود. ....


طرح اولیه فیلم از سال 1994 در ذهن کامرون شکل گرفته بود ولی پیش تولید آن تا سال 2005 به تعویق افتاد. کامرون "همه ی داستان های علمی - تخیلی که از کودکی تا کنون خوانده بود" را الهام بخش ساخت فیلم دانسته است.

فیلم در 18 دسامبر 2009 به روی پرده های سینما خواهد آمد. با اکران فیلم مطالب بیشتری در مورد آن خواهم نوشت.

سایت فیلم
تماشای تریلر فیلم
ویکی آواتار با فعلن 51 مقاله

1. جیک سالی
2. Humaoid
3.Neytiri