‏نمایش پست‌ها با برچسب 1389. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 1389. نمایش همه پست‌ها

بهار


دارم آخرین ساعات این هشتاد و هست لعنتی را نفس می کشم و تمام نمی شود این لعنتی . همزمان دارم ترانه بهار عبدی بهروانفر را که همین روزها بیرون داده را گوش می کنم و غم و حسرت و اندوهم صد چندان می شود. شبها کابوس می بینم ، کابوسهای ناتمام و بی پایان ، نوای ملودی بهار بهروانفر در سرم می پیچد و می شود موزیک متن سریال کابوی های من. هشتاد و هشت بوده که بر من چنین تاثیر شگرف گذاشته ، تاثیر غمناک ، غم انگیز و غمبار. نمی دانم ، دیگر هیچ نمی دانم ، غرقم میان بودن و ندانستم ،دارم آن وسطها غوطه می خورم و دست و پا می زنم.هشتاد و نه تو را جان مادرت سالی نکو تر و بهتر باش ، با ما و سرنوشت ما بازی نکن ، سال گذشته سالی مملو از دست دادن ها ، به دست نیاوردن ها و از دست دادن ها بود. خدا کند سال پیش رو چنین نباشد ، پست بعدی و امیدوارکننده تر باشد برای سال بعد.




سال پلنگ

سال سگ ، سال مرگ
سال گاو ، سال بی سر و صدایی راز
سال گرماگرم ، سال گرگ و میش
سال کریستن استوارت ،‌سال بارت
سال گنجه رنج ، سال گنج های بی رنج
سال سگ ، سال گاو ، سال پلنگ

پیشاپیش نوروز 89 مبارک