شبیه بههمها - قسمت دوم
نوشته ی
نون. ب.
در۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
برچسبها:
رسول کربکندی ،
سرگئی پاراجانوف ،
شبیه به همها ،
look alike
/
دیدگاه: (3)
آنی ،آنی دوست داشتنی
نوشته ی
نون. ب.
در۱۳۸۸ آبان ۲۶, سهشنبه
برچسبها:
آنی هال ،
سینمای آمریکا ،
سینمای هالیوود ،
فیلم های وودی آلن ،
فیلمهای 1977 ،
نقد فیلم
/
دیدگاه: (2)
در صحنهای از فیلم که الوی (وودی آلن) به خانه آنی (دایان کیتن) رفته تا با خانواده او آشنا شود با برادر وی (کریستوفر واکن)صحبت کوچکی میکند و متوجه ی شویم که برادرش ناراحتی روانی دارد.الوی خوش ندارد زیاد با برادر گرم بگیرد. ولی برادر انی به او میگوید که این جور اوقات خوب نمی تواند رانندگی کند و اعصابش به هم ریخته است یا همچین چیزی. الوی باز هم بی تفاوت است. درست چند ثانیه بعد الوی ، انی و برادرش به عنوان راننده را می بینیم که می خواهد آنها را برساند خانه الوی . برادر انی طبق گفته خودش دارد مثل دیوانهها میراند. قیافه الوی دیدنی ترین قیافهای اس که میتوانید ببینید. او دارد سزای بی تفاوتی اش را میبیند.
یک صحنه دیگر را که خیلی دوست دارم صحنهای در ابتدای فیلم است که الوی و دوست تنیسبازش از فاصلهای فوق العاده دور در پیادهروی یکی از خیابانهای نیویورک دارند قدم میزنند، به طوریکه وقتی برای بار اول فیلم را ببینید اصلا متوجه آنها نمیشوید. صدای آنها با نزدیک شدنشان به دوربین تغییری نمیکند و همیشه بلند به گوش میرسد.الوی دارد درباره برخورد نادرست مردم با یهودیان صحبت میکند واینکه چرا عبارت خوردیش؟ (?Did You Eat It) را طوری تلفظ میکنند که ممثل واژه یهودی (Jew It?) به گوش میرسد.
صحنههایی که الوی به دوربین نگاه میکند و یا حتی با دوربین حرف میژند تازه نیستند. ولی بیرون کشیدن مارشال مک لوهان از پشت تراک تبلیغاتی فیلم برای اینکه به مردی که در پشت سرش در صف دارد ور میژند و درباره تئوریهای جدید مکلوهان صحبت میکند تا بر دوستدخترش تاثیر بگذارد دیگر از آن کارهاست که فقط از وودی آلن برمیآید و بس.
صحنه مورد نظر در یوتیوب
کمدیهای آلن همانطور که خودش بارها گفته مأخوذ از کمدیهای برادران مارکس است و فکر کنم این نقل قول از آلن باشد که : "من یک مارکسیست هستم ، البته از اون لحاظ" که اشارهاش به برادران مارکس است.کمدی اسلپ استیک (بزن و بکوب) در کارهای برادران مارکس برای مثال یک شب در اپرا در فیلمهای آلن تبدیل به شوخیهای عملی و دیالوگهای فراوان و بامزه میشود که اوجش در آنی هال و منهتن (1979) است.
درباره آنی هال گفتنیها بسیار است ولی فعلن مطلبم را با این گفته تمام میکنم که وقتی دانستم آنی هال نام دوران مجردی دایان کیتن (نام اصلی دایان هال) بوده به ظرافت و رندی وودی آلن بیشتر پی بردم و از آن موقع به بعد هر وقت فیلم را تماشا می کنم بیشتر بهم میچسبد. شما چطور؟
چند نقل قول فیلم که دوست میدارم:
*- آنی: خب ، حالا میخوای فیلمو ببینیم یا نه؟
- الوی : نه ، من نمیتونیم فیلمی رو ببینم که شروع شده ، چون من ا.ب.ن.ه.ا.ی ام.
-آنی: این برای چیزی که تو هستی خیلی کلمه مودبانیه.
*الوی:به نظر من یک رابطه مث یه کوسهاس. میدونی؟ باید همیشه رو به جلو حرکت کنه وگر نه میمیره. من فکر میکنم رو دستمون یه کوسه مرده مونده.
* -پم: سکس با تو واقعا کافکاییه.
-الوی : اوه ، ممنون.
-من اینو به عنوان یه شکایت گفتم.
سفر الوی و آنی به دنیای کودکیشان و دیدن مشاجرات پدر ومادرش از آن کارهای فرویدی هست که در کارهای آلن بسیار دیده میشود. به خاطر بیاورید بیرون آمدن قهرمان زن رز ارغوانی قاهره (1985) از پرده سینما را و رفتنش با بیننده عاشق آن فیلم. یا در صحنه دیگر حضور خودش سر کلاس و بحث هایش با معلم کلاس اولش سر اینکه چرا دختر همشاگردیش را بوسیده در حالیکه الوی کودک هم در همان صحنه هم حضور دارد.
کمدیهای آلن همانطور که خودش بارها گفته مأخوذ از کمدیهای برادران مارکس است و فکر کنم این نقل قول از آلن باشد که : "من یک مارکسیست هستم ، البته از اون لحاظ" که اشارهاش به برادران مارکس است.کمدی اسلپ استیک (بزن و بکوب) در کارهای برادران مارکس برای مثال یک شب در اپرا در فیلمهای آلن تبدیل به شوخیهای عملی و دیالوگهای فراوان و بامزه میشود که اوجش در آنی هال و منهتن (1979) است.
درباره آنی هال گفتنیها بسیار است ولی فعلن مطلبم را با این گفته تمام میکنم که وقتی دانستم آنی هال نام دوران مجردی دایان کیتن (نام اصلی دایان هال) بوده به ظرافت و رندی وودی آلن بیشتر پی بردم و از آن موقع به بعد هر وقت فیلم را تماشا می کنم بیشتر بهم میچسبد. شما چطور؟
چند نقل قول فیلم که دوست میدارم:
*- آنی: خب ، حالا میخوای فیلمو ببینیم یا نه؟
- الوی : نه ، من نمیتونیم فیلمی رو ببینم که شروع شده ، چون من ا.ب.ن.ه.ا.ی ام.
-آنی: این برای چیزی که تو هستی خیلی کلمه مودبانیه.
*الوی:به نظر من یک رابطه مث یه کوسهاس. میدونی؟ باید همیشه رو به جلو حرکت کنه وگر نه میمیره. من فکر میکنم رو دستمون یه کوسه مرده مونده.
* -پم: سکس با تو واقعا کافکاییه.
-الوی : اوه ، ممنون.
-من اینو به عنوان یه شکایت گفتم.
*انی هال در آی ام دی بی
*دایان کیتن برنده بهترین بازیگر زن برای آنیهال اسکار را میگیرد در یوتیوب.
*فیلمهای کوچک خوب ، یک وودیپدیای ! غیررسمی.
نکته انحرافی: جانی دپ سکسیترین (جذابترین) مرد زنده برای بار دوم انتخاب اول مجله پیپل.
نکته انحرافی 2 : امروز این نوجوان کانادایی 15 ساله را کشف کردم که آلبومش دیروز آمده بیرون و جایی خواندم که سل 2007 برای اولین بار به همراه مادرش قطعاتی را در یوتیوب گذاشته و امسال هم که آلبوم اولش را بیرون داده به نام جهان من که آن را دانلود کردهام و الان دارم مینیوشم.
نکته انحرافی 3: با ترانه Set the Fire to the Third Bar اثر گروه گشت برف (Snow Patrol) خیلی خیلی خیلی حال میکنم.
*فیلمهای کوچک خوب ، یک وودیپدیای ! غیررسمی.
نکته انحرافی: جانی دپ سکسیترین (جذابترین) مرد زنده برای بار دوم انتخاب اول مجله پیپل.
نکته انحرافی 2 : امروز این نوجوان کانادایی 15 ساله را کشف کردم که آلبومش دیروز آمده بیرون و جایی خواندم که سل 2007 برای اولین بار به همراه مادرش قطعاتی را در یوتیوب گذاشته و امسال هم که آلبوم اولش را بیرون داده به نام جهان من که آن را دانلود کردهام و الان دارم مینیوشم.
نکته انحرافی 3: با ترانه Set the Fire to the Third Bar اثر گروه گشت برف (Snow Patrol) خیلی خیلی خیلی حال میکنم.
شلیک به اسبهای بیچاره- قسمت دوم
نوشته ی
نون. ب.
در۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه
برچسبها:
ادبیات آمریکا ،
داستانهای آمریکایی ،
رمانهای 1935 ،
رمانهای آمریکایی ،
رمانهای هوراس مککوی
/
دیدگاه: (2)
کتاب را بالاخره خواندم. به هر جان کندنی که فکرش را بکنید. توی ماشین بین راه خانه تا مدرسه. توی تختخواب . پای غذا خوردن و ....فکر میکنم ترجمه کتاب کار خوب و جالبی نبودهر چند م.ع سپانلو یک نام بزرگ در ترجمه است و کتاب هایکوهایش واقعا در تاریخ ترجمه ماندگار است. ولی این بار خیلی با موضوع کتاب نمیشد ارتباط گرفت . اینکه خود جریان ماراتن رقص یک چیز عجیب و غریب است بماند که ترجمه هم کمک زیادی نمیکرد کمی این موضوع برای خواننده اینجایی آشناتر گردد.در جایی از کتاب مترجم پانویس کرده که اسامی بازیگران و خوانندگان و دیگر افراد مشهور که در کتاب و در مراسم رقص آمده واقعی است که الآن دیگر آن افراد شناخته شده نیستند. دارد کمکم سیخ سیخکم میشود بروم و همه را توی ویکیپدیا سرچ کنم.
طبق معمول داستان را لو نمیدهم . فقط در همین حد بدانید که توئیست اندینگ است و به قول معروف همه داستان در صفحه آخر تکلیفش مشخص میشود.
کتاب را نشر باغ نو منتشر کرده و جالب است بدانید یکی از معدود کتابهایی بود که دیدم تعداد غلطهای املایی ان به بیش از پنج شش تا میرسید. یا حتی در قسمتهایی از کتاب اصلا متنی چاپ نشده بود و متن سفید خورده بود که نمیدانم در کتابی با همچنین تیراژی این مسئله چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
پسنوشت: به زودی با نقد شخصی از آنیهال ساخته وودی آلن.
در غربت
نوشته ی
نون. ب.
در۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه
برچسبها:
بهفر کریمی ،
سهراب شهید ثالث ،
سینمای ایران ،
سینمای شاعرانه ،
مستند ایرانی ،
نوستالژی ،
یک فیلم ،یک تجربه
/
دیدگاه: (1)
مستند یک فیلم یک تجربه را که شبکه 4 هر پنجشنبه شب میگذارد این هفته درباره شاعر سینمای ایران (تارکوفسکی سینمای ایران؟) سهراب شهید ثالث بود و یک دنیا خاطره و حرف نگفته. فیلمهای بیکیفیت از چشنواره برلین چندین سال قبل. سوزنبان پیری طبیعت بیجان و آدمهای جوانی که در گذر جوان پیر شده بودند.خواندن خاطرات مرتضی ممیز درباره ساخت قسمتی از طبیعت بیجان (1354) توسط شاهرخ شهید ثالث . گفتههای ممیز شیرین و دلنشین بود. درباره اینکه چطور فکر و ایده پوستر فیلم به سرش زده و... جوان سرباز و جانشین سوزنبان پیر هم که حالا خودشان مثل سوزنبان پیر شده بودند صحبت میکردند و از مهربانیهای سهراب (اجازه هست او را به نام کوچک صدا بزنم؟ آخر اینطوری احساس میکنم واقعن شاعر (سهراب سپهری) سینمای ایران است) حرفها میزدند.کارگردانی فیلم را بهفر کریمی به عهده داشت که جالب است یک نکته را دربارهاش بگم.همینطور که تیتراژ پایانی میرفت و من اسامی را نگاه میکردم خب اولین نام معمولن نام کارگردان فیلم است که خب بهفر کریمی نامش هم به عنوان کارگردان و نویسنده آمد. در پایان متوجه شدم که من اصلن کلمه کارگردان به چشمم نخورده و به جایش کلمه مشاهده و نویسندگی را دیدهام که از کلمه مشاهده به جای کارگردانی استفاده کرده بود. در وب چرخی زدم و به مطلبی در وبلاگ رضا بهرامی برخوردم که نوشته بود عادتش همین است. همین را میدانم که از بهفر کریمی بیشتر خواهم شنید.
فردا حتمن تکرارش را نگاه میکنم. ساعت 1-2 عصر است به گمانم. اگر هم شما این مطلب را تا قبل از 1 جمعه میخوانید حتمن نگاه کنید. در فیلم و روی تصاویر که نگاه میکردم شباهت زیادی بین سهراب و علی مصفا احساس کردم.به گمانم اگر کسی قصد ساخت یک مستند زندگینامهای درباره وی را داشته باشد مصفا اولین گزینهای است که باید به سراغش برود. شهید ثالث که تکنیک سینماییش شاعرانهاست و عناوین فیلمهایش یا ساده است یا از نقاشیها الهام گرفتهشده واقعه در سینمای ما مورد کممهری قرار گرفته.نمیدانم این رسم و آیین ما ایرانیهاست یا اینکه او به خاطر در غربت بودنش ، چه فیزیکی چه روحانی یک استثناست؟
این مطلب احتملن پسنوشت خواهد داشت.
شبیه به همها - قسمت اول
نوشته ی
نون. ب.
در۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه
برچسبها:
شبیه به همها ،
شیث رضایی ،
فان ،
کریس انجل ،
لوک الایک ،
look alike
/
دیدگاه: (5)



